{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
object to
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۲
[General2]
[... عمومی ...]
سر و کله زدن
معنی object to, معنی خدنثرف فخ, معنی object to, معنی اصطلاح object to, معادل object to, object to چی میشه؟, object to یعنی چی؟, object to synonym, object to definition,
معنی function
,
ترجمه function
به فارسی,
معنی besides
,
ترجمه besides
به فارسی,
معنی افسردهکردن، دلسردکردن، روحیهراباختن
,
ترجمه افسردهکردن، دلسردکردن، روحیهراباختن
به انگلیسی,
معنی چنگک جا لباسی، بار بند، جا کلاهی، نوعی الت شکنجه , دار کردن، روی چنگک گذاردن لباس و غیره دندهدار، عذاب دادن، رنج بردن، بشدت کشیدن، دندانه , مرکب از چند سیخ یا میله نوک تیز، شکنجه، چرخ ,
,
ترجمه چنگک جا لباسی، بار بند، جا کلاهی، نوعی الت شکنجه , دار کردن، روی چنگک گذاردن لباس و غیره دندهدار، عذاب دادن، رنج بردن، بشدت کشیدن، دندانه , مرکب از چند سیخ یا میله نوک تیز، شکنجه، چرخ ,
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی